نشد
نشد با شاخه هام بغل کنم تورو
نشد نشد نشد برو برو برو
اراده داشتم بدون کاشتن
که عادتت بدم به ریشه داشتن
که عادت بدم یه گوشه بند شی
به مبتلا شدن علاقه مند شی
نشد که از دلم جدا کنم تورو
نشد نشد گلم برو برو برو
نشد که بی دهن صدا کنم تورو
تمام حرف من برو برو برو
قدیما هر گلی شناسنامه داشت
تموم میشد و بازم ادامه داشت
تو شیشه گلاب تو شعر شاعرا
تو گل فروشی ها تو جیب عابرا
همون کسا که از تو باغچه چیدنت
توی خیالشون ادامه میدنت
نشد که از دلم جدا کنم تورو
نشد نشد گلم برو برو برو
نشد که بی دهن صدا کنم تورو
تمام حرف من برو برو برو
تو داری از خودت فرار میکنی
داری با ریشه هات چیکار میکنی
برو برو ولی به رسم یادگار
شناسنامه ات رو تو خونه جا بذار
برو برو ولی به رسم یادگار
شناسنامه ات رو تو خونه جا بذار
برو… به رسم یادگار
شناسنامه ات رو تو خونه جا بذار
=============================================================
آهنگ: بدیعی
شعر: ترقی
بیات اصفهان
خواننده: غزال شاکری
…
اگرچه عمری ای سیه موچون موی تو آشفته ام
درون سینه قصه این آشفتگی بنهفته ام
زشرم عشق اگر به ره ببینمت
ندانم
چگونه ازبرابرتوبگذرم من
نمیدهد دلم رضا که بگذرم زعشقت
نه طاقتی که بررخ توبنگرم من
……
اگرچه عمری ای سیه مو چون موی تو آشفته ام
درون سینه قصه این آشفتگی بنهفته ام
دل را به مهرت وعده دادم
دیدم دیوانه ترشد
گفتم حدیث آشنایی
دیدم بیگانه ترشد
بادل نگویم دیگراین افسانه هارا
باورندارد قصه مهرووفارا
مگرتوازبرای دل قصه وفابگویی
به قصه شد چوآشنا غصه مرا بگویی
![]()
