I fell in love with your eyes


وقتی گریبان عدم ، با دست خلقت می درید
When he was ripping the collar of nonexistence by his creative hand,
وقتی ابد چشم تو را ، پیش از ازل می آفرید
When eternity was making your eyes at preexistence,

وقتی زمین ناز تو را در آسمانها می کشید
When earth was wheedling you in the sky,
وقتی عطش طعم تو را با اشکهایم می چشید
When thirst was tasting your flavor in my tears,

من عاشق چشمت شدم نه عقل بود و نه دلی
I fell in love with your eyes, there was neither heart nor mind
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
I know nothing on madness and wisdom

یک آن شد این عاشق شدن ، دنیا همان یک لحظه بود
This loving happened instantly, the universe was that moment.
آن دم که چشمانت مرا ، از عمق چشمانم ربود
The moment when your eyes robbed my self through my eyes

وقتی که من عاشق شدم ، شیطان به نامم سجده کرد
When I fell in love, Satan was ordered to bow low before me
آدم زمینی تر شد و عالم به آدم سجده کرد
Adam became more earthly and the universe bowed before him

من بودم و چشمان تو نه آتشی و نه گِلی
It was me and your eyes, no fire, no mud
چیزی نمی دانم از این دیوانگی و عاقلی
I know nothing on madness and wisdom

من عاشق چشمت شدم شاید کمی هم بیشتر
I fell in love with your eyes, may be a little more
چیزی در آنسوی یقین شاید کمی همکیش تر
Something beyond belief, may be a little more

آغاز و ختم ماجرا لمس تماشای تو بود
The beginning and the end of the story was the experience of watching you
دیگر فقط تصویر من در مردمک های تو بود
From then on, my image was in your pupils

من عاشق چشمت شدم …
I fell in love with your eyes

شاعر : افشین یداللهی

Translation By Amir H. Ghaseminejad

=https://www.youtube.com/watch?v=UUuKcOYLHCI
=https://www.youtube.com/watch?v=SZwoehw3ThI

=https://www.youtube.com/watch?v=PkmiA-_p4NU

=https://www.youtube.com/watch?v=aiG6wGuk-9k

=https://www.youtube.com/watch?v=IVthJsvqd98

 

Comments are closed.